سایز نوشته:
رنگ نوشته:

معرفی و تحلیل بازی Resident evil 7 biohazard

 

مقدمه

بازی رزیدنت اویل با گوشت و خون گیمرهای ایرانی در آمیخته است. به یاد آن سالهایی که شماره نخست رزیدنت اویل را بازی میکردیم و بخاطر مشکل ذخیره کردن بازی در آخر شب ها، به خود میلرزیدیم. همان زمان میگفتند قبل از اینکه نسخه انگلیسی زبان بازی بیاید، چند نفر از ایرانی ها نسخه ژاپنی اویل را تا آخر رفته بودند.

 

 

از همان نسخه اول دانستیم که این بازی میتواند کنترل جسم و جان ما را در کنترل خودش بگیرد. شماره بعدی آمد و نوبت سومی که شد، تکانی بزرگ به دنیای رزیدنت اویل وارد آمد. «جیل» بود و اتاقک های سرد و ساکت ذخیره بازی. این اتاقک ها آرام ترین لحظات زندگی مان را در آن سن و سال به ما هدیه میکردند.

حالا دیگر از نسل پلی استیشن یک گذر کرده بودیم. پلی استیشن دو رسیده بود و رزیدنت اویل چهار. ما بودیم و لئون که باید تنه به تنه هم، با مرد اره برقی به دست می جنگیدیم، از کلیسا و شیاطینی که لباس راهبه ها را برتن داشتند میگذشتیم تا دخترک رئیس جمهور را زنده بیابیم و تحویل خانواده اش بدهیم.

مهمترین تغییر که در شماره چهار ایجاد شده بود رفتن دوربین به پشت شانه شخصیت بود. این نما که در سینما بسیار پرکار برد است و به نمای over the shoulder هم معروف است، حس جدیدی از تجربه ترس را به ما می داد. وحشت را انگار از دریچه چشم لئو می دیدیم و همین عاملی می شد تا همچنان عاشق رزیدنت اویل باشیم.

 

 

با آمدن نسل سوم کنسول ها، رزیدنت اویل از ژانر ترس و هارور رخت بر بست تا در پنجین نسخه، در افریقا بدنبال اکشن و هیجان بگردد. جواب نداد. به خانه بازگشتیم چرا که همان خانه های نموری را میخواستیم که برای ذخیره بازی باید برای دستگاه چاپش جوهر می یافتیم.

با ششمین نسخه به سمت ریشه های رزیدنت اویل بازگشتیم و حال اما هفتمین نسخه. در رزیدنت اویل ۷ بایوهازارد، ما شاهد تکامل این سری بازی ها و شاید بتوان گفت به بلوغ رسیدن کپ کام در القا کردن حس ترس هستیم.

 

بایوهازارد را تجربه کن

در این بازی، بیشتر عناصر ترسناکی که در هر شش نسخه قبلی وجود داشت، یک جا جمع شده اند. از دوربین پشت شانه بگیرید تا زنی که باید در تاریکی و خفقان به دنبالش بگردیم. درهایی که پنهان شدن پشتشان برایمان مثل آغوش پدر، سرشار از امنیت است و آن بیرون، انگار همه چیز برای ترساندن ما آفریده شده است.

در نسخه جدید گرافیک حسابی بهتر شده، گیم پلی روان تر شده و ساختار روایت داستان نیز، بیش از گذشته به سمت سینمایی شدن گام برداشته است. اما شاید جذاب ترین ویژگی این نسخه برای عاشقان رزیدنت اویل، سخت تر شدن آن است.

شما بایوهازارد ۷ را اگر در حالت آسان هم بازی کنید، در بعضی مراحل بازی به مشکل برخواهید خورد. صحنه معروف مبارزه با مردی که جان سخت ترین غول این هفت شماره است، آنقدر ما را میترساند که اگر به تنهایی بخواهیم با او مبارزه کنیم، فارغ از سن و سالمان ممکن است از ترس جیغ بکشیم.

 

 

نکته دیگری که به داستان و طراحی بازی ارزش هنری بیشتری میدهد، تک لوکیشن بودن آن است. ساختمان متروکه ای وجود دارد که ما در آن بدنبال راز غیب شدن همسر شخصیت اصلی هستیم. گاهی بیرون از آنجا هم میرویم اما اصل داستان در همان مکان رعب آور اتفاق می افتد.

عناصر و المان هایی در بازی وجود دارد که شما اگر اویل باز باشید با شنیدن نامشان هم ممکن است بغض کنید: شرکت آمبرلا، مردان اره برقی، منوی سلاح ها و از همه مهمتر زامبی ها.

البته از نسخه چهارم به بعد، رزیدنت اویل به سمت کم رنگ کردن حضور زامبی ها در داستان رفت. همواره شخصیتهای نسخه چهار به بعد باز هم بیشترین شباهت را به زامبی ها داشتند اما کپ کاپ همچنان اصرار دارد که بعضی جاها بگوید خیر. این ها زامبی نیستند که اینطور وحشیانه به شما حمله میکنند.

 

ریشه ها: شینجی میکامی

شاید نامی که هنوز هم آرزوی شنیدنش را داریم، «شینجی میکامی» باشد. او در وسط راه از تیم تولید رزیدنت اویل جدا شد و بعد از او بود که این مجموعه بازی دچار افت فاحشی شد.

 دنیای رزیدنت اویل حاصل ذهن خلاق میکامی بود و او همان نقش پدرانه ای را برای اویل بازی میکرد که فی المثل الکس فرگوسن برای منچستر یونایتد بر عهده داشت.

اما این نسخه، با وجود اینکه نویسندگی داستانش برای اولین بار بر عهده یک نویسنده غربی بنام «ریچارد پیرسی» گذاشته شده؛ اما داستان بسیار جذابی را شاهدیم که به نوعی روح داستان های میکامی در آن حضور دارد. سینمای ژاپن در ژانر هارور همواره یکی از غنی ترن سینماهای جهان بوده است.

 

گرافیک و گیم پلی

رزیدنت اویل هم فرزند خلف همین سینما است و در ژانر survivor and horror همیشه ترس را تا اعماق وجود ما برده است. در این نسخه نیز بازی از موتور RE engine استفاده کرده است. نوری که از لای درز در می تابد و تاریک روشنی که از نور یک چراغ قوه درون تونل تاریک ایجاد شده است. همه این ها نتیجه استفاده از همین موتور فوق العاده هستند که همچنان هم میتواند با چهره هیولاهای خود، ما را حسابی بترساند.

 

RESIDENT EVIL 7 biohazard_20170119183142

 

برخلاف دو نسخه پیشین، شما مجبور هستید که دائما به منوی سلاح ها سر بزنید. از دارو برای زنده ماندن استفاده کنید و برای تک تک گلوله های خودتان برنامه ریزی کنید. همه این محدودیت ها جزو اصول این سری بازی هستند که حالا با بازگشت کپ کام به این اصول، شاهد اوج گیری دوباره رزیدنت اویل هستیم.

 

نکات پیش از بازی

از دیگر نکات فوق العاده بازی بجز گرافیک و گیم پلی و روایت داستانی خوب آن باید به صداگذاری بازی اشاره کرد. صدا گذاری به قدری قوی و تاثیر گذار است که پیشنهاد میکنم با هدفون اویل را بازی نکنید.

همان اسپیکر های اتاق تان کافی است. همانطور که به خاطر گرافیک و گیم پلی آن، توصیه میکنم اگر تک نفره بازی میکنید، به هیچ عنوان چراغ اتاق را خاموش نکنید.

این ها توصیه هایی جدی است؛ چرا که اویل این بار دست پر برگشته است. بازگشت اویل برای کسانی که هنوز گوشه ای از قلب خودشان را در همان روستای اروپای شرقی به همراه لئو در اویل چهار جا گذاشته اند و هنوز هم در خواب، هر شب راه آهن نسخه سه را با دینامیت منفجر میکنند، اتفاق گریه آوری است. برای گیمرهای نسل جدید هم میتواند چنین خاطره هایی بسازد.

باشد تا سالها بعد برای نسل های بعد از خود، از خاطرات شان در شب های سرد پاییزی که اویل بازی میکردند تعریف نمایند.

برچسب ها:
, , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *