سایز نوشته:
رنگ نوشته:

تحلیل و بررسی فیلم قاعده تصادف

 

 

بهنام بهزادی یکی از کم کارترین و گزیده کارترین کارگردانان سینمای ایران است. او اولین فیلم خود را سالها پیش با عنوان «تنها دو بار زندگی میکنیم» ساخت و در آن فیلم، فرم تازه ای را در سینما و البته کارنامه فیلمسازی خودش اجرا کرد.

سالها گذشت تا او در سال ۱۳۹۲ دومین فیلم خود را با عنوان «قاعده تصادف» روانه سینماها بکند. فرمی که بهزادی در این فیلم به کار گرفت، فرمی کاملا متفاوت با فیلم قبلی و حتی فیلم بعدش خود، یعنی (وارونگی) بود.

فیلم قاعده تصادف از حدودا ۱۷ نما تشکیل شده است. در بیشتر فیلم هایی که مشاهده میکنیم، این آثار از نماهای بسیار زیادی (چیزی بین چهارصد تا پانصد نما بطور متوسط) تشکیل شده­اند. اما فیلمهایی که به اصطلاح با نماهای سکانس پلان فیلمبرداری میشوند، گونه ای دیگر از فیلم سازی هستند، که قاعده تصادف نیز جزو آنها محسوب میشود.

 

 

قاعده تصادف داستان عده ای دختر پسر جوان را روایت میکند که قصد دارند برای برگزاری یک جشنواره به خارج از کشور بروند. یکی از اعضا، که دختری جوان است و در گذشته هم یک ازدواج بی نتیجه داشته به همین دلیل توسط پدرش با مخالفت روبرو میشود. پدر میخواهد او را بیش از گذشته کنترل کند تا مبادا دوباره اتفاقات تلخ گذشته برای دخترش تکرار شود.

دختر جوان اما با درس گرفتن از اتفاق قبلی زندگی خود، این بار مصمم است که زندگی تازه ای را برای خود شروع کند و در این مسیر هم، تئاتر را نوعی رهایی از زندگی تلخ و روتین اخیرش میداند. او برای خود استقلال رای میخواهد اما این چیزی است که پدر سخت گیر وی، با بازی امیر جعفری حاضر نیست به او بدهد.

انتخاب تمهید سکانس پلان از طرف کارگردان برای این فیلم، تلاشی است برای به اوج بردن تعلیق و هیجان در فیلم. اعضای گروه زمان کمی برای رفتن دارند و میخواهند هرطور که شده یا پدر دختر را قانع کنند که مدارک رفتن او را پس بدهد و یا اینکه به نوعی مدارک را از خانه او بردارند. با فرم فیلم که متکی بر برداشت بلند و کشدار کردن زمان کوتاه فیلم است، مخاطب به خوبی در میان فضای قاعده تصادف حضور دارد، در کنار شخصت هاست و به جای آنها اضطراب میکشد.

 

 

لحظاتی که آنها در خطر گیر افتادن توسط پدر هستند، ما به واسطه حرکت دوربین میان شخصیت ها، سرعت دوربین و زوایایی که دوربین به آنها نگاه میکند، به خوبی در بطن فیلم و داستانی که روایت میکند قرار میگیریم.

در کنار این خط اصلی داستانی اما، خطوط فرعی دیگری نیز وجود دارد که داستان قاعده تصادف را تکمیل میکنند. روابط عاشقانه اعضای دیگر نسبت به یکدیگر، پدر دیگری که بهترین رفتار را با دختر خود و پسری که گویا خواستگار یا نامزدش است و دیگر ارتباطاتی که در این فیلم شکل میگیرد. همگی در کنار هم ساختار داستان قاعده تصادف را تشکیل میدهند.

 

 

در بسیاری از فیلم ها تمهید سکانس پلان به کار رفته است. در سینمای ایران هم علی الخصوص در سالهای اخیر علاقه به این فرم سینمایی افزایش یافته است. اما واقعیت این است که کمتر فیلمهایی از این نوع در سینمای ایران موفق بوده اند. دلیل این عدم موفقیت میتواند چندین مورد باشد، اما یکی از مهمترین آنها، چفت نبودن داستانی که روایت میشود با این تمهید سینمایی است.

اما قاعده تصادف فیلم موفقی محسوب میشود که توانسته از تمهیدی سینمایی همچون برداشت بلند و یا سکانس پلان، در خدمت داستانی که نقل میکند استفاده کند. قاعده تصادف فیلمی است که به دام سینمای محبوب این روزها، یعنی سینمای اجتماعی ایرانی نمی افتد، به جای آن تلاش میکند در روابط پنهان میان آدمها و ناخودآگاه شخصیت های فیلم کنکاش کند و هر بار مخاطب خود را به نوعی غافلگیر کند.

بهنام بهزادی با این فیلم ثابت کرد که کسی نیست که بخواهد با همان فیلم اولی یعنی تنها دوبار زندگی میکنیم، در سینما بماند و یا خود را محدود به سبک و فرم خاصی بکند. او در فیلم دومش یعنی قاعده تصادف فرم جدیدی و سپس در فیلم سوم هم فرم کاملا متفاوتی را بکار گرفت.

بنابراین خیلی بهتر است که ابتدا به تماشای قاعده تصادف بنشینید (اگر فیلم اول او را دیده اید) و سپس به سراغ فیلم سوم او که جوایز بسیاری را از جشنواره های معتبر علی الخصوص از جشنواره (کن) گرفت بنشینید.

برچسب ها:
, ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *