سایز نوشته:
رنگ نوشته:

چرا فیلم Cannibal holocaust یکی از بحث برانگیزترین فیلم های تاریخ سینماست

 

قبیله آدم خوارها

مستندی درباره یک قبیله آدم خوار ساخته شده است. بنظرتان عجیب غریب نیست؟ اصلا مگر در حال حاضر آدم خواران زندگی میکنند؟ چگونه یک گروه فیلمسازی حاضر شده اند تا به چنین قبیله ای رفته و این فیلم را درباره شان بسازند.

کانیبال هولوکاست یا « قتل عام آدمخوارها» فیلمی است که در سال ۱۹۸۱ ساخته شد. در این فیلم تعدادی پسر و دختری جوان در قالب یک گروه فیلمسازی به جای دور افتاده ای می روند. آنها قصد دارند که مستندی درباره یک قبیله آدمخوار بسازند. شنیده شده که چنین قبیله ای وجود دارد و این سوژه جذابی برای این گروه مستند ساز میتواند باشد.

 

ماکیومنتری

 

اما یک نکته راجع به این فیلم وجود دارد و اینکه، کانیبال هولوکاست یک ماکیومنتری خوش ساخت است. ماکیومنتری یا «مستند دروغین» شیوه ای از مستند سازی است که تا جایی که امکان دارد یک دروغ را بعنوان واقعیت به خورد مخاطب می دهد.

اینکه دلیل ساخت ماکیومنتری چیست یک جواب ساده ندارد. اما در بسیاری از جشنواره های تخصصی مستند، شاخه ای نیز تحت عنوان ماکیومنتری وجود دارد. این اتفاق بدین معناست که جشنواره های تخصصی مستند هم مستند دروغین را، بعنوان یک شاخه از مستند قبول کرده اند.

درباره دلیل ساخته شدن ماکیومتری نیزف شاید بتوان مهمترین دلیل آن را کارکرد ایدئولوژیکش دانست. زمانی که مخاطبی یک ماکیومنتری را تماشا میکند و در پایان میفهمد همه چیز دروغ بوده، شوکه میشود. با افتادن این اتفاق مخاطب یاد میگیرد که به هر چیزی نمیتواند اعتماد کند. ماکیومنتری اساسا ذات رسانه را هدف میگیرد. ماکیومنتری به ما می آموزد که حتی یک مستند هم میتواند به ما دروغ بگوید.

 

دروغ های حقیقی

 

اما کانیبال هولوکاست. بعضی صحنه های این فیلم به قدری واقعی است، که اگر خود فیلم ساز هم قسم بخورد که این ها واقعی نیست، ما باور نخواهیم کرد. مثلا در یک صحنه می بینیم که زنی را روی یک چوب به سیخ زده اند. باورتان میشود؟ یک زن مانند جوجه کباب روی سیخ شده و کاملا مرده است.

چطور میشود قبول کرد که این یک ماکیومنتری است؟ یا در صحنه دیگری، یکی از افراد قبیله مشغول مجازات کردن زنش است. طبق اطلاعات فیلم، گویا او زن خود را بخاطر خیانت مجازات میکند. اما این عمل تنبیه به قدری وحشیانه و واقعی است که وحشت سرتاسر مخاطب را فرا میگیرد. طوری که مرد همسرش را با سنگ میزند و اندام های مختلف بدنش را با سنگ تیزی سوراخ سوراخ کرده و حتی میبرد.

 

جالب اینجاست که این افراد به هیچ عنوان بازیگر معروفی نیستند. حتی از ظاهرشان مشخص است که واقعا افراد بومی همان منطقه هستند. نحوه لباس پوشیدن و گریم شدنشان هم کاملا طبیعی است. در صحنه دیگری که زن عضو گروه مستند ساز، به دست افراد قبیله می افتد هم شاهد دیگری بر واقعی بودن صحنه هاست.

او به دست افراد آدم خوار این قبیله می افتد. آنها لباس های او را با بی رحمی میکنند، از دست و پا می کشند و بعد از تجاوزی سخت او را قطعه قطعه میکنند. ما تمام این صحنه ها را میبینیم و باز هم به یاد گفته های فیلم ساز می افتیم که ادعا کرده بود تمام این صحنه ها ساختگی است.

 

فیلم ساز شجاع یا مردی کله شق

گفته میشود این فیلمساز بعد از پخش شدن  فیلم به مدت پنج سال به زندان افتاد. صحنه های مختلف این فیلم بارها توسط پلیس مورد بررسی قرار گرفت و بعد از مدتها بازجویی شدن این فرد؛ نهایتا وی آزاد شد. این روزها فیلم کانیبال هولوکاست بعنوان یک ماکیومنتری درنظر گرفته می شود اما هنوز هم این مورد، یکی از موارد مرموز تاریخ سینماست.

 

مطرح شدن این سوال که بر فرض ساختگی بودن صحنه ها، چطور فیلمبرداری شده اند خودش سوال بی جوابی است. مثلا در آن صحنه ای که زن عضو قبیله بر روی یک تنه درخت نوک تیز قرار گرفته و این تنه از داخل بدنش گذشته است. این صحنه چطوری فیلمبرداری شده است.

در این فیلم که نه از جلوه های ویژه خبری بوده است. نه از تکنولوژی «سی جی آی» استفاده شده است. فیلم به بدوی ترین شکل ممکن ساخته شده است و واقعا بیننده از ته دل میخواهد به جواب این سوال برسد که: پس این فیلم چگونه ساخته شده است؟!

 

فضا سازی در کانیبال هولوکاست

اما کانیبال هولوکاست ویژگی های دیگری هم دارد. این فیلم صرفا و صرفا بدنبال مشمئز کردن بیننده است. نه فیلمی است که در پایان بخواهد حال مخاطبش را خوب کند. نه فیلمی است که پیام و محتوای خاصی را به بیننده بدهد. انگار این فیلم ساز فقط میخواسته بیننده با تماشای این فیلم، حالش خراب شود. بسیاری حتی این اثر را تا آخر هم نمیتوانند نگاه کنند.

پس اصلا فایده چنین فیلمی چیست؟ فیلمی که بسیاری حاضر نیستند تماشایش کنند. هیچ پیام و مفهوم صلح طلبانه و انسان دوستانه ای هم ندارد، چرا باید ساخته شود؟ به نظر می رسد این فیلم ساخته شده است تا موردی عجیب در تاریخ سینما باشد. کارگردان این اثر فقط خواسته تا با ساخت فیلمی با این سطح از خشونت، برای همیشه ماندگار شود.

 

شهرت و دیگر هیچ

 

قضیه همان قضیه (مرا بکش و معروفم کن) است. او فقط خواسته تا در تاریخ بماند و قیمت این شهرت برایش هیچ اهمیتی نداشته است. اما شاید این راز هم از آن رازهایی باشد که روزی فرا برسد که پرده از آن برداشته شده و همه بفهمیم که کانیبال هولوکاست چگونه ساخته شد!

فضا سازی در این فیلم ممتاز است. کارگردان این قدرت را داشته که فضای چنین قبیله ای را با تاثیر گذاری تمام خلق کند. حتی بازی هایی هم که از چهار عضو گروه فیلمسازی گرفته است، بازی های درخشانی بوده است. آنها بازیگرانی نسبتا حرفه ای بوده اند و حضور به یاد ماندنی هم در این فیلم داشته اند.

بسیاری از فیلم های تاریخ سینما با تکیه بر فرم تازه شان ماندگار میشوند. بسیاری دیگر هم با محتوا و مضمامین جدیدی که عرضه میکنند به یادها می مانند. اما فیلمی مانند کانیبال هولوکاست جزو هیچکدام از این دو دسته نیست. کانیبال هولوکاست فقط بخاطر کله شقی (و شاید هم شجاعت) فیلم سازش مشهور شد. اما مطمئنا ارزش تماشا کردن را دارد.

برچسب ها:
, , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *