هتل بزرگ بوداپست
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

 

بوداپست
THE GRAND BUDAPEST HOTEL – 2014 FILM STILL – Photo Credit: Fox Searchlight

 

کارگردان

وس اندرسون، فیلم‎ساز امریکایی است که در تمام طول مدت فیلم‎سازی خود با فانتزی‎گرایی و دیوانه بازی‎های خودش، طرفداران ثابتی را برای خود جمع کرده است. برای او هیجان زندگی در این خلاصه شده که از شخصیت فیلمهایش دیوانه‎تر و عجیب‎تر باشد. پس جای تعجب نیست که او شخصیت‎های فیلمهای خود را، عاقل‎تر از خودش میداند.
در سال ۲۰۱۴ او فیلم «هتل بزرگ بوداپست» را روانه سینماها کرد. هتل بزرگ بوداپست تیم بسیار بزرگی از عوامل را پشت دوربین و بازیگران شاخصی را نیز مقابل دوربین داشت. از جمله بازیگران مشهور در این فیلم میتوان به این چند نفر اشاره کرد: رالف فاینس، متیو آمالریک، تیلدا سوئینتن، آدرین برودی، ویلم دفو و ادوارد نورتون.

 

داستان

داستان هتل بزرگ بوداپست در سال ۱۹۳۰ میگذرد. سالهایی که یک دولت فاشیست و مستبد در حال رشد است. دنیا در حال نزدیک شدن به جنگی خانمان سوز قرار گرفته و روابط سیاسی و دیپلماتیک تیره و تار شده‎اند.
اما در این بحبحه، هتلی بنام گراند هتل بوداپست وجود دارد که با تلاش‎های که دو تا از شخصیت‎هایش (یک مهماندار با بازی رالف فاینس و شاگردش) به معروفیت زیادی دست پیدا میکند. هتل بزرگ بوداپست در پایان داستان یکی از معروف‎ترین هتل‎های اروپا شده و در هر روز تعداد زیادی مسافر را پذیرایی میکند.
اما از جایی به بعد، یکی از کسانی که بعنوان مشتری دائمی این هتل شناخته میشد، کشته میشود. این قتل شروعی است برای اوج‎گیری داستان این فیلم فوق العاده.

 

بوداپست

ساختار

فیلم هتل بزرگ بوداپست از چند جهت قابل بررسی است. نکته اول در ارزش و اهمیت این فیلم، تلاش شایان ذکرش برای داستان گویی به شیواترین و سرگرم‎کننده ترین شکل ممکن است. در ابتدا ما تعدادی شخصیت را میبینیم که هر کدام از آنها مشغول روایت کردن داستانی برای دیگری است. در نهایت ما از این شکل روایت در روایت به داستان اصلی فیلم میرسیم.
داستان فیلم اوج و فرودهای فراوانی دارد. در بعضی از جاها که رسما به بازی موش و گربه تبدیل شده و در بسیاری از صحنه‎های جذاب و مفرح فیلم، شاهد تعقیب و گریزهای طولانی خنده‎داری هستیم. فیلمی است که دائما شخصیت‎هایش را به رفت و برگشت وامیدارد و به همین دلیل ریتم و تمپوی بالایی نیز دارد.

 

بوداپست

هتل بزرگ بوداپست در کنار داستان جذاب و قدرت داستانگویی شاخصی که دارد، در فرم و استایل نیز فیلم بدیعی است. استفاده‎ای که وس اندرسن از رنگ و بکار بردن ترکیبات رنگی داشته است، از این اثر یک فیلم دوست داشتنی و چشم نواز میسازد. البته ممکن است عده‎ای فیلم را به همین دلیل متهم به این کنند که مخصوص تین ایجر‎هاست اما واقعیت این است که یکی از موارد نبوغ وس اندرسن، همین بکار گیری جذاب و البته هنری رنگ است.
ما در فیلم بارها متوجه این میشویم که اندازه قاب دستخوش تغییر قرار گرفته است. در جایی قاب مربع شکل و در جایی دیگر هم مستطیل، در جایی تصاویر اسکوپ دارند و در جایی دیگر این گونه نیست. تمام این تغییرات در بستری تاریخی فیلم و تغییراتی که در روایت فیلم ایجاد شده است، قابل تفسیر و توجیه است.
بازی به یاد ماندنی که وس اندرسن از رالف فاینس والبته بازیگر نقش خدمتکار او یعنی فهرید موری آبراهام گرفته است نشان از قدرت بازی‎گردانی فوق العاده او دارد. البته که نقشی که رالف فاینس در این اثر ایفا کرده خیلی از شخصیت و ظاهر او دور نیست و برای مثال میتوان از نظر لحن و میمیک چهره، او را با نقشی که در فیلم در بروژ ساخته مارتین مک دانا بازی کرده، مقایسه نمود.
اما بازی جذاب و چشمگیری که از فهرید موری آبراهام، این نوجوان تازه کار گرفته است نکته بسیار با ارزشی در کارنامه فیلمسازی او محسوب میشود.

 

هتل بزرگ بوداپست

لوکیشن

انتخاب لوکیشن در هتل بزرگ بوداپست نیز از نکات جذاب این فیلم تلقی میشود. او حدود ده سال قبل از ساخت این فیلم، با یکی از دوستانش مشغول گفتگو بود. آن دو، یک دوست مشترک داشتند و بر اساس شخصیت آن دوست مشترک طرح داستانی نوشته و بعد از مدتها کنار گذاشتند. حدود ده سال طول کشید تا وس اندرسون دوباره به سراغ آن طرح برود.
پس از تکمیل فیلمنامه، او شرق اروپا را زیر پا گذاشت تا بتواند هتلی را بیابد. هتل‎های زیادی بودند که تا حدودی به این اثر و فضایش نزدیک بودند اما وس اندرسون در انتخاب لوکیشن بسیار وسواس به خرج میداد. او سالها برای ساخت این فیلم صبر کرده بود و حالا حاضر نبود که با یک انتخاب اشتباه، همه چیز را بر باد دهد.
دوستانش و عوامل به او توصیه میکردند با جلوه‎های ویژه بصری، کل لوکیشن هتلی را که لازم دارد، بسازند. اما وس اندرسون که به گفته خودش تجربه جالبی را از انجام این کار نداشته، میخواست که بخش اعظم فیلم بصورت واقعی فیلمبرداری شود. در نهایت فیلم در دو کشور، لهستان و آلمان فیلمبرداری شد و در مرز این دو، هتل اصلیی فیلم واقع بود.

 

هتل بزرگ بوداپست

تصور اینکه بسیاری از صحنه‎های تعقیب و گریز، جنگ و دعوا، سُرخوردن روی برفهای لیز و بسیاری صحنه‎های مهیج دیگر، با کمترین جلوه‎های ویژه و بدون فیلمبرداری در استودیو ساخته شده تکان دهنده است. البته همواره کارگردانان بزرگ سینما در فیلمبرداری در لوکیشن واقعی و دوری گزیدن از استودیو مشهور هستند. برای مثال میتوان به فیلمهای کریستوفر نولان نیز اشاره کرد که همین دو کارگردان ثابت میکنند با وسواس در انتخاب لوکیشن و دوری کردن از فیلمبرداری در استودیو، چه آثار فوق العاده‎ای را میتوان خلق کرد.

فرم

وس اندرسون اما همه هنر خود را فقط صرف داستان گویی و رنگ پردازی نکرده است. در این فیلم، مانند اکثر فیلمهای دیگر او ما شاهد نوع خاصی از کارگردانی و دکوپاژ صحنه‎های مختلف هستیم. حرکت‎های موازی دوربین (تراولینگ) که بصورت یک موتیف در سرتاسر فیلم انجام میشود یکی از نکات مهم این اثر است. حرکت‎های افراطی فیلم جدای از اینکه ریتم پویای فیلم را حفظ کرده است، اجازه داده تا دست وس اندرسون برای خلق دنیای مَد نظرش باز باشد.
او همیشه اذعان میکند که دوست دارد برای ساخت یک فیلم، ابتدا دنیای آن فیلم را خلق کند. حالا دنیای که در هتل بزرگ بوداپست خلق شده، از حرکت‎های دوربین را شامل میشود و تا رنگ و لباس و دیالوگ ها فراتر میرود.
در پایان میتوان قبول کرد که شخصیت های فیلمهای وس اندرسون خیلی هم غیر طبیعی نیستند. البته این را موقعی میتوان پذیرفت که با شخصیت وس اندرسون بیشتر آشنا شوید. او واقعا از تمام شخصیت‎های همین فیلم غیر طبیعی‎تر و عجیب‎تر است. پس به شخصیت‎های منطقی و رئالیستی این فیلم احترام بگذارید و با تمام وجود به تماشای خل بازی‎های آنان بنشینید.

برچسب ها:
, , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *