سایز نوشته:
رنگ نوشته:

با کوئنتین تارانتینو یکی از محبوب ترین کارگردانان عصر خودمان بیشتر آشنا شوید

کوئنتین تارانتینو  یکی از مهمترین کارگردانان سینمای مستقل و معاصر آمریکاست. او شاید آغاز کننده این جریان نباشد اما با نگاهی که در سینما به جریان انداخت و سبک فیلمسازی مخصوص به خودش، باعث شد تا جریان قوی‎تری در سینمای امریکا در ادامه رشد کند و خودش نیز با فیلم‎های درخشانی که تولید کرد، همواره یکی از فیلم کالت سازان محبوب آمریکایی است. (فیلم کالت به فیلمهایی اطلاق میشود که پس از گذشته سالها از محبوبیتشان کاسته نمیشود و با نگاهی به کارنامه فیلمسازی او، متوجه میشویم که اکثر آثارش در همین زمره قرار میگیرند.)
تا کنون چندتا از فیلمهای این فیلمساز را دیده‎اید؟ سگهای انباری، قصه‎های عامیانه، بی شرفهای لعنتی، جنگو و یا دیگر فیلمهایش؟! تارانتینو در آثار خود نوعی از پست مدرنیسم را در سینما مطرح کرد که تا قبل از او، به خاطر نزدیکی به جریان هنر پاپ و عامه پسند مورد نقد قرار میگرفتند. فیلمهای تارانتینو علی رغم تلاش برای همراه کردن مخاطب عادی سینما در کنار مخاطبان حرفه‎ای‎تر سینما با خود، هیچگاه به تمهیداتی نظیر: عریانی، نگاههای جنسیتی، مخالفت با مذهب و مواردی دیگر از این دست که از طرف بسیاری از فیلمسازان فقط برای مطرح شدن استفاده میشود، دست نزد.

 

شاید عمده مفاهیمی که در فیلمهای او مشاهده میکنیم، اکثرا همراه با نوعی از خشونت بی‎پرده هستند که آدمها در آن فیلمها، یکدیگر را تکه و پاره میکنند خون است که به در و دیوار میپاشد، اما این خشونت با فرمی فانتزی و اغراق آمیز ارائه میشود که بیشتر در هجو فیلمهای اکشن و قلابی هالیوودی است که تولید میشوند و عمدتا هم ترویج کننده خشونت و بی بند و باری هستند.
تارانتینو در فیلم اول خود یعنی سگ‎های انباری، گروهی از مردان بی‎اعصاب و خشن را به تصویر کشید که قصد دارند دشمن خود را به وحشیانه‎ترین شکل ممکن آزار دهند. او که خود زمانی متصد فیلمهای یک کلوپ بود و به گفته خودش فیلمسازی را در همین کلوپ و با تماشای فیلم یاد گرفت، با شناخت بسیار درستی که از فیلمهای رده بی‎آمریکایی و هالیوودی داشت، به بهترین نحو ممکن دست به هجو آنها زد و خودش را بعنوان یک فیلمساز صاحب سبک و صاحب نگاه شخصی، مطرح کرد.

 

نوع پست مدرنیسمی که کوئنتین تارانتینو در فیلمهایش نشان میدهد، همان هجو مدرنیسم، عقل گرایی و برتر دانستن خرد بر احساس است. تارانتینو و دیگر فیلمسازان پست مدرنیستی همواره به سنت نگاه همدلانه‎ای داشته‎اند و سنت را در خیلی از جاها راه گشای مشکلات روحی و روانی آدمها میدانند. در همین فیلم پالپ فیکشن، ما قاتلی را مشاهده میکنیم که با تفسیر شخصی و البته جذاب خود از انجیل، طرف مقابل خودش را به آرامش و صلح دعوت میکند. این نوع نگاه زیبا به دین و مذهب، خشونت و انسان در کمتر فیلم هالیوودی دیده میشود. فیلمهایی که فقط با تولیدات انبود خود قصد دارند سرمایه عظیم خرج شده را برگردانند و جیب تهیه کنندگان را پر از پول نمایند.

 

فیلم‎های پست مدرنیستی که کوئنتین تارانتیو ساخته و مقابل دوربین برده است، در تلاش هستند که جامعه مدرن و مصرف کننده امریکا را مورد نقد قرار دهند. جامعه امریکا البته خوبی‎های خود را هم دارد اما در مصرف کنندگی آنها شکی نیست و تارانتینو نیز این اخلاق بد مردم جامعه خود را به تیغ نقد میکشاند. او حتی به روح قدرت طلبی و جاه طلبی ادمهای دنیا را نیز به نقد میکشد. این نقد را برای مثال در فیلم بی‎شرفهای لعنتی به خوبی مشاهده میکنیم در جایی که او به صورت یک رویا و آرزوی سینمایی میخواهد که هیتلر و گوبلز و تمامی جانیان نازیسم را در یک سینما در آتش بسوزاند. چنین ایده‎ای میتواند دل هر عشق سینمایی را بلرزاند!
تارانتینو اما هنوز هم مانند سالهای جوانی خود شور و حرارت فیلمسازی دارد، فیلم تازه‎ای که از او در حال ساخت است و بزودی قرار است به تماشای آن بنشینیم، روزی روزگاری در هالیوود نام دارد و دو بازیگر اصلی آن نیز لئوناردو دی‎کاپریو برد‎ پیت هستند. از همین حالا باید به انتظار فیلمی بنشینیم که توسط تارانتینو ساخته شده و دو تا از به یادماندنی‎ترین و جذاب‎ترین و دوست داشتنی‎ترن بازیگران امریکا در آن نقش بازی میکنند. قلب‎ها به تپش افتاده و نگاهها خیره به پرده‎های سینماست، تارانتینو در راه است و قرار است باز هم طوفان به پا کند.

برچسب ها:
, , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *